أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى

16

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )

( 1 ) دانست آنچه را كه حاضر ساخته است » آيه 14 سوره 81 . و در اين هنگام اسلام آورد . در روايت ديگرى از ابن اسحق نام شوهر خواهر عمر سعيد بن زيد بن عمرو بن نفيل ذكر شده است . از ابن عمر هم روايت شده است كه گفت من بر بام بودم و ديدم كه مردم به مردى هجوم بردند و مىگويند عمر مسلمان شد عمر از دين برگشت ، در اين هنگام عاص بن وائل در حالى كه جامه ديبا پوشيده بود از راه رسيد و گفت بر فرض كه عمر مسلمان هم شده است رهايش كنيد كه در پناه من است و همه مردم پراكنده شدند و من از عزّت و حرمت عاص تعجب كردم : اين روايت را بخارى هم در صحيح خود آورده است . ابو عبد الله حافظ از محمد بن اسحق براى ما روايت كرد كه اسلام عمر پس از هجرت گروهى از اصحاب پيامبر ( ص ) به حبشه صورت گرفت ابن اسحق از قول ليلى مادر عبد الله بن عامر روايت مىكند كه مىگفت عمر از سخت‌گيرترين اشخاص بر ما مسلمانان بود ، چون آمادهء هجرت به سرزمين حبشه شديم در حالى كه من سوار بر شترى بودم كه آمادهء رفتن بود عمر پيش من آمد و پرسيد اى ام عبد الله كجا ميروى ؟ گفتم شما در مورد دين ما آزارمان داديد حال مىرويم به سرزمين‌هاى ديگر خدا ، جائى كه ما را براى پرستش خدا آزار ندهند ، گفت خدا همراهتان و رفت ، شوهرم عامر بن ربيعه آمد و آنچه از مهربانى عمر ديده بودم به او گفتم ، گفت اميدوارى كه اسلام بياورد ؟ گفتم آرى گفت به خدا قسم اسلام نميآورد مگر وقتى كه خر خطاب اسلام بياورد و اين بواسطهء سخت گيرى او بر مسلمانان بود و حال آنكه خداوند اسلام را روزى او فرمود . ابن اسحق مىگويد هنگامى كه عمر مسلمان شد مسلمانان چهل و چند مرد و يازده زن بودند . دربارهء اسلام عمر داستان عجيب ديگرى هم آورده‌اند كه چون اسناد آن مجهول بود در اين جا آن را ذكر نميكنم و ذكر احاديث مشهور كافى است . امّا آن را در كتاب الفضائل آورده‌ام .